فعل
منبتکاری کردن، تراشیدن (چوب)
معانی و تعاریف schnitzen:
- با استفاده از چاقو یا ابزار تیز، شکل یا طرحی را از چوب، میوه یا مواد دیگر ایجاد کردن.
جملات نمونه برای schnitzen:
Ich ''schnitzte'' meinen Namen in die Baumrinde.
من اسمم را روی پوست درخت «تراشیدم».
Aus Lindenholz lassen sich wunderbar kleine Figuren für eine Krippe ''schnitzen.''
از چوب زیرفون میتوان به زیبایی مجسمههای کوچک برای صحنه تولد مسیح «تراشید».
„Laut Expertin kann grundsätzlich jedes Holz ''geschnitzt'' werden. Nicht so gut geeignet seien aber Esche und viele Nadelhölzer.“
«به گفته کارشناس، اصولاً هر چوبی را میتوان «تراشید». اما چوب زبانگنجشک و بسیاری از چوبهای سوزنیبرگ چندان مناسب نیستند.»