schnorcheln
غواصی با اسنورکل (لوله تنفس)
Beispiele
- Die Kinder haben den ganzen Urlaub im Wasser verbracht: Sie plantschten, schwammen und ''schnorchelten.بچهها تمام تعطیلات را در آب گذراندند: آنها آببازی کردند، شنا کردند و اسنورکلینگ کردند.
Bedeutungen
1
Intransitiv
با استفاده از اسنورکل (لوله تنفسی) و ماسک در سطح آب شنا کردن و زیر آب را تماشا کردن.
- Im Urlaub haben wir viel geschnorchelt.در تعطیلات زیاد اسنورکلینگ کردیم.
- Man kann hier wunderbar schnorcheln und die Korallenriffe sehen.اینجا میتوان به زیبایی اسنورکلینگ کرد و صخرههای مرجانی را دید.