zusammenschnorren
از راه گدایی به دست آوردن، جمع کردن (با خواهش)
Bedeutungen
1
Akkusativ (was) + von + Dativ (wem)
با التماس یا زرنگی چیزی را از کسی گرفتن، گدایی کردن، تلکه کردن (معمولاً پول یا غذا).
- Er hat sich das Geld für die Reise von seinen Eltern zusammengeschnorrt.او پول سفر را با التماس از پدر و مادرش گرفت.
- Die Kinder schnorrten beim Nachbarn Süßigkeiten zusammen.بچهها از همسایه شیرینی گدایی کردند.