schnucken
شیرینی خوردن، تنقلات خوردن، ناخنک زدن به تنقلات
Beispiele
- Wir sind eine Runde Karussell gefahren und haben uns dann noch etwas zu ''schnucken'' gekauft.یک دور سوار چرخوفلک شدیم و بعد برای خودمان تنقلات خریدیم تا بخوریم.
- Meine Tochter ''schnuckt'' nicht übermäßig und isst auch gerne mal einen Salat.دخترم خیلی تنقلات نمیخورد و با میل سالاد هم میخورد.
- Leckermäuler ''schnucken'' — naschen — gern.شیرینیخورها با لذت به تنقلات ناخنک میزنند.
Bedeutungen
1
N/A
این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و در فرهنگ لغتهای معتبر یافت نمیشود. ممکن است یک اشتباه تایپی، یک واژه گویشی بسیار نادر یا یک نئولوژیسم باشد.
- (Dieses Verb ist nicht gebräuchlich im Standarddeutschen.)(این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست.)
- (Bitte überprüfen Sie die Schreibweise oder den Kontext.)(لطفاً املای کلمه یا بافت آن را بررسی کنید.)