schnupfen

Aussprache: /ˈʃnʊpfən/
Wortzerlegung: schnup·fen
فعل

انفیه کشیدن، از راه بینی مصرف کردن (مثلاً تنباکو یا مواد مخدر)

Beispiele

  • Mein Onkel ''schnupft'' Tabak, seit ich denken kann.عمویم تا جایی که یادم می‌آید انفیه می‌کشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ / (intransitiv)

چیزی را از طریق بینی استنشاق کردن یا بینی را بالا کشیدن (مثلاً به دلیل سرماخوردگی)

  • Er schnupfte den Tabak.او تنباکو را استنشاق کرد.
  • Das Kind schnupfte, weil es erkältet war.بچه به خاطر سرماخوردگی بینی‌اش را بالا می‌کشید.
2 (intransitiv)

انفیه کشیدن (استفاده از تنباکوی پودر شده از طریق بینی)

  • Früher war es üblich, Schnupftabak zu schnupfen.قبلاً رایج بود که انفیه کشیده شود.
  • Der alte Mann schnupfte genüsslich.پیرمرد با لذت انفیه می‌کشید.