schnupfen
انفیه کشیدن، از راه بینی مصرف کردن (مثلاً تنباکو یا مواد مخدر)
Beispiele
- Mein Onkel ''schnupft'' Tabak, seit ich denken kann.عمویم تا جایی که یادم میآید انفیه میکشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ / (intransitiv)
چیزی را از طریق بینی استنشاق کردن یا بینی را بالا کشیدن (مثلاً به دلیل سرماخوردگی)
- Er schnupfte den Tabak.او تنباکو را استنشاق کرد.
- Das Kind schnupfte, weil es erkältet war.بچه به خاطر سرماخوردگی بینیاش را بالا میکشید.
2
(intransitiv)
انفیه کشیدن (استفاده از تنباکوی پودر شده از طریق بینی)
- Früher war es üblich, Schnupftabak zu schnupfen.قبلاً رایج بود که انفیه کشیده شود.
- Der alte Mann schnupfte genüsslich.پیرمرد با لذت انفیه میکشید.