schnurförmig
رشتهای، نخمانند
Bedeutungen
1
شکلی که شبیه به یک نخ، ریسمان یا رشته باریک و بلند است.
- Die Spinnweben waren dünn und schnurförmig.تارهای عنکبوت نازک و رشتهای بودند.
- Er fand einen schnurförmigen Faden auf dem Boden.او یک نخ رشتهای روی زمین پیدا کرد.
- Die Bakterien bildeten schnurförmige Kolonien.باکتریها کلونیهای رشتهای تشکیل دادند.