schnurpsten
ناله کردند (فعل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام دادن کاری با نهایت دقت، ظرافت و حسابگری، به طوری که هیچ جزئیاتی از قلم نیفتد و نتیجه مطلوب حاصل شود. این فعل اغلب در زمینههای تخصصی یا هنری به کار میرود.
- Der Uhrmacher musste jedes winzige Zahnrad mit äußerster Präzision schnurpsten, um das komplizierte Uhrwerk zu reparieren.ساعتساز مجبور بود هر چرخدنده کوچک را با نهایت دقت و ظرافت تنظیم کند تا مکانیزم پیچیده ساعت را تعمیر نماید.
- Die Architektin plante das Gebäude bis ins kleinste Detail, um sicherzustellen, dass jedes Element perfekt geschnurpst war.معمار ساختمان را تا ریزترین جزئیات طراحی کرد تا اطمینان حاصل شود که هر عنصر به طور کامل و دقیق جانمایی شده است.