zuschieben
بستن (با هل دادن)، هل دادن به سمت کسی، به گردن کسی انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ / Dativ + Akkusativ
در یا پنجره کشویی را با هل دادن بستن، یا چیزی را به سمت کسی هل دادن
- Er schob die Schranktür fest zu.او درب کمد را محکم بست (با هل دادن).
- Sie schob ihm den Salzstreuer leise zu.او نمکدان را آرام به سمت او هل داد.
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) zuschieben
تقصیر، اشتباه یا مسئولیت کاری را به گردن دیگری انداختن
- Warum versuchst du immer, mir die Schuld zuzuschieben?چرا همیشه سعی میکنی تقصیر را به گردن من بیندازی؟
- Die beiden Abteilungen schieben sich die Verantwortung gegenseitig zu.دو بخش مسئولیت را متقابلاً به گردن یکدیگر میاندازند.