فعل
مراقبت کردن، محافظت کردن، صرفهجویی کردن، (به کسی) رحم کردن
معانی و تعاریف schonen:
- با چیزی یا کسی با ملایمت رفتار کردن تا آسیب نبیند یا فرسوده نشود؛ محافظت کردن؛ صرفهجویی کردن.
- به خود استراحت دادن؛ از خود کار نکشیدن؛ مراقب سلامتی خود بودن.
جملات نمونه برای schonen:
Dies ist ein Gebäude, das Ressourcen ''schont'' und Energie spart.
این ساختمانی است که در مصرف منابع صرفهجویی میکند و انرژی را ذخیره میکند.
Luises neue Schuhe werden immer ''geschont.'' Sie zieht sie kaum je an.
کفشهای جدید لوئیزه همیشه محافظت میشوند. او تقریباً هرگز آنها را نمیپوشد.
Wir ''haben'' unsere Feinde nicht ''geschont.''
ما به دشمنانمان رحم نکردیم.