schorfen
دچار جرب (بیماری پوستی) شدن
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
روی زخم یا جراحت، پوسته یا دلمه تشکیل شدن.
- Die Wunde hat über Nacht geschorft und heilt gut.زخم در طول شب دلمه بسته و خوب بهبود مییابد.
- Es dauert ein paar Tage, bis die Schürfwunde schorft.چند روز طول میکشد تا خراشیدگی دلمه ببندد.