anschießen
هدف قرار دادن با اسلحه، زخمی کردن با گلوله، شروع کردن (با شلیک)
Beispiele
- Der Jäger hat die Elchkuh ''angeschossen''.شکارچی گوزن ماده را هدف قرار داد (و زخمی کرد).
- Kennt man bei Ihnen den Brauch, Weihnachten ''anzuschießen''?آیا در شما رسم است که کریسمس را با شلیک آغاز کنید؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی شلیک کردن، با شلیک زخمی کردن (حیوان، شخص)
- Der Jäger hat das Wildtier nur angeschossen, nicht getötet.شکارچی فقط حیوان وحشی را زخمی کرد، نکشت.
- Er wurde bei dem Überfall am Bein angeschossen.او در حمله از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
2
(intransitiv, manchmal mit auf + Akkusativ)
شروع به تیراندازی کردن، آتش گشودن
- Plötzlich schoss jemand aus dem Gebüsch an.ناگهان کسی از داخل بوتهها شروع به تیراندازی کرد.
- Die Soldaten schossen auf die feindlichen Stellungen an.سربازان به سمت مواضع دشمن آتش گشودند.
3
Akkusativ
(ورزش، به ویژه فوتبال) شوت کردن، به سمت دروازه شلیک کردن (توپ)
- Der Stürmer schoss den Ball direkt auf das Tor an.مهاجم توپ را مستقیماً به سمت دروازه شوت کرد.
- Er hat den Ball zu hart angeschossen und das Tor verfehlt.او توپ را خیلی محکم شوت کرد و دروازه را از دست داد.
4
sich + Akkusativ
(بازتابی) تزریق کردن، آمپول زدن (به خود)
- Er musste sich vor der Reise gegen Gelbfieber anschießen lassen.او مجبور شد قبل از سفر واکسن تب زرد بزند.
- Manche Drogenabhängige schießen sich Heroin an.برخی معتادان به خود هروئین تزریق میکنند.
5
Akkusativ
(فنی/شکار) تنظیم کردن دوربین تفنگ، قلقگیری کردن
- Der Schütze muss sein Gewehr vor dem Wettkampf anschießen.تیرانداز باید تفنگ خود را قبل از مسابقه تنظیم کند.
- Er hat die Waffe auf 100 Meter angeschossen.او اسلحه را برای ۱۰۰ متر قلقگیری کرد.