emporschießen
به سرعت بالا رفتن، فوران کردن، سر برآوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (ist emporgeschossen)
به سرعت و با قدرت به سمت بالا حرکت کردن، رشد کردن یا فوران کردن (مانند گیاهان، شعلههای آتش، دود، قیمتها).
- Die Pflanzen schießen im Frühling empor.گیاهان در بهار به سرعت رشد میکنند.
- Die Preise für Benzin schossen in die Höhe.قیمت بنزین به شدت افزایش یافت.
2
intransitiv (ist emporgeschossen)
به سرعت به موقعیت یا جایگاه بالاتری رسیدن؛ ترقی کردن یا مشهور شدن ناگهانی.
- Der junge Schauspieler schoss über Nacht zum Star empor.بازیگر جوان یک شبه به ستارهای مشهور تبدیل شد.
- Sein Vermögen schoss empor, nachdem seine Firma erfolgreich wurde.پس از موفقیت شرکتش، ثروت او به سرعت افزایش یافت.