zurückschießen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌʃiːsn̩/
Worttrennung: zu·rück·schie·ßen
فعل

تیراندازی متقابل کردن، پاسخ دادن به حمله

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

شلیک متقابل کردن؛ پاسخ دادن با شلیک در یک درگیری یا نبرد.

  • Die Soldaten mussten sofort zurückschießen, als sie angegriffen wurden.سربازان به محض حمله، مجبور شدند به سرعت تیراندازی متقابل کنند.
  • Der Räuber schoss zurück, aber die Polizei war schneller.سارق به عقب شلیک کرد، اما پلیس سریع‌تر بود.
2 intransitiv / oft mit auf + Akkusativ

پاسخ تند و سریع دادن به یک اظهارنظر، انتقاد یا توهین؛ با شدت جواب دادن.

  • Er ließ sich nicht beleidigen und schoss sofort auf die Kritik zurück.او اجازه نداد توهین شود و بلافاصله به انتقاد پاسخ تندی داد.
  • Sie hat eine scharfe Zunge und schießt schnell zurück, wenn man sie angreift.او زبان تندی دارد و وقتی به او حمله می‌شود، سریع جواب می‌دهد.