abschotten

Aussprache: /ˈapˌʃɔtn̩/
Wortzerlegung: ab·schot·ten
فعل

جدا کردن، مسدود کردن، محافظت کردن (از محیط اطراف)

Beispiele

  • Das Haus liegt ''abgeschottet'' von allen anderen in den Bergen.خانه در کوهستان، دور از همه خانه‌های دیگر قرار گرفته است.
  • Dieses Europa darf keine Festung werden, in der wir uns vor den anderen ''abschotten.این اروپا نباید به قلعه‌ای تبدیل شود که در آن خود را از دیگران جدا کنیم.
  • Das Segment des Schiffes, wo die teuren Seidenstoffe lagerten, ''schottete'' man extra ''ab.قسمت کشتی که پارچه‌های ابریشمی گران‌قیمت در آن انبار شده بود، جداگانه مسدود شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از محیط اطرافش جدا کردن یا محافظت کردن، معمولاً با ایجاد یک مانع فیزیکی.

  • Das Schiff wurde durch Schotten gegen Wassereinbruch abgeschottet.کشتی با دیواره‌های جداکننده (شاتل) در برابر نفوذ آب محافظت شد.
  • Man kann den Raum akustisch abschotten, um Lärm zu reduzieren.می‌توان اتاق را از نظر صوتی ایزوله کرد تا سر و صدا کاهش یابد.
2 sich + von + Dativ

خود را یا گروهی را از دیگران جدا کردن؛ منزوی کردن.

  • Er schottete sich von der Außenwelt ab.او خود را از دنیای بیرون منزوی کرد.
  • Die Gruppe schottete sich bewusst von der Gesellschaft ab.این گروه آگاهانه خود را از جامعه جدا کرد.