abschrägen

Aussprache: /ˈapˌʃʁɛːɡn̩/
Worttrennung: ab·schrä·gen
فعل

پخ زدن، اریب کردن، زاویه‌دار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (چیزی را پخ زدن)

چیزی را به صورت اریب یا مورب برش دادن یا ساختن؛ پخ زدن به لبه یا گوشه چیزی برای صاف کردن یا تزئین.

  • Der Tischler schrägte die Kanten des Holzbretts ab.چوب‌کار لبه‌های تخته چوب را پخ زد.
  • Man muss die Rohre an den Enden leicht abschrägen, damit sie besser passen.باید انتهای لوله‌ها را کمی اریب کرد تا بهتر جا بیفتند.