schräg

Aussprache: /ʃʁɛːk/
Worttrennung: schräg
صفت

کج، مورب؛ عجیب و غریب

Bedeutungen

1

غیر مستقیم، نه افقی و نه عمودی؛ مایل.

  • Die schräge Linie verläuft von links oben nach rechts unten.خط مورب از بالا سمت چپ به پایین سمت راست کشیده شده است.
  • Er hat das Bild etwas schräg aufgehängt.او تابلو را کمی کج آویزان کرده است.
  • Das Dach hat eine schräge Fläche, um Regenwasser abzuleiten.سقف یک سطح شیب‌دار دارد تا آب باران را تخلیه کند.
2

غیر معمول، عجیب، نامتعارف یا طنزآمیز.

  • Seine schräge Art, Witze zu erzählen, brachte uns zum Lachen.روش عجیب و غریب او در تعریف کردن جوک‌ها ما را به خنده انداخت.
  • Das ist eine ziemlich schräge Idee, aber vielleicht funktioniert sie.این یک ایده کاملاً عجیب است، اما شاید جواب بدهد.
  • Er trägt oft schräge Klamotten, die Aufmerksamkeit erregen.او اغلب لباس‌های عجیب و غریبی می‌پوشد که جلب توجه می‌کنند.