schräghin

Aussprache: /ˈʃʁɛːkˌhɪn/
Worttrennung: schräg·hin
قید

به صورت کج، اریب به سمت جلو

Bedeutungen

1

به سمت جلو و با زاویه‌ای غیر از راستای عمود یا افق، اریب.

  • Das Bild hängt schräghin an der Wand.تابلو به صورت کج روی دیوار آویزان است.
  • Er hat den Stuhl schräghin gestellt.او صندلی را به صورت اریب قرار داد.
  • Die Straße verläuft schräghin in die Stadt.خیابان به صورت اریب به سمت شهر می‌رود.