abschrägen
پخ زدن، اریب کردن، زاویهدار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی را پخ زدن)
چیزی را به صورت اریب یا مورب برش دادن یا ساختن؛ پخ زدن به لبه یا گوشه چیزی برای صاف کردن یا تزئین.
- Der Tischler schrägte die Kanten des Holzbretts ab.چوبکار لبههای تخته چوب را پخ زد.
- Man muss die Rohre an den Enden leicht abschrägen, damit sie besser passen.باید انتهای لولهها را کمی اریب کرد تا بهتر جا بیفتند.