schrämen

Aussprache: /ˈʃʁɛːmən/
Worttrennung: schrä·men
فعل

شیار زدن، خراش دادن (در معدن)

Beispiele

  • Auf dem Panzerförderer vor stempelfreier Abbaufront ''schrämt'' und räumt eine elektrische Schrämmaschine.روی نوار نقاله جلوی جبهه استخراج بدون ستون، یک دستگاه شیارزن برقی شیار می‌زند و بار را جابجا می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(معدن) در زیر رگه زغال سنگ یا سنگ شیار زدن یا زیربرداری کردن.

  • Die Bergleute mussten den Kohleflöz schrämen, bevor sie ihn abbauen konnten.معدنچیان باید رگه زغال سنگ را زیربرداری می‌کردند قبل از اینکه بتوانند آن را استخراج کنند.
  • Mit speziellen Maschinen wird der Fels geschrämt.با ماشین‌های مخصوص، صخره شیار زده می‌شود.