schränken

Aussprache: /ˈʃrɛŋkən/
Worttrennung: schrän·ken
فعل

دندانه اره را باز کردن، خم کردن، تا کردن، منحرف کردن

Beispiele

  • Sie ''schränkte'' das in eine Werkbank eingespannte Sägeblatt mit einem Schraubenzieher.او تیغه اره‌ای را که در گیره نجاری بسته شده بود با پیچ‌گوشتی باز کرد.
  • Starke Hirsche ''schränken'' oft.گوزن‌های قوی اغلب سم‌های خود را منحرف می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پاها یا دست‌ها را به صورت ضربدری روی هم قرار دادن. این فعل به تنهایی کمتر استفاده می‌شود و بیشتر در افعال مرکب مانند 'einschränken' (محدود کردن) یا 'beschränken' (محدود کردن) به کار می‌رود.

  • Er schränkte die Beine und lehnte sich zurück.او پاهایش را روی هم انداخت و به عقب تکیه داد.
  • Sie saß da und schränkte die Arme vor der Brust.او آنجا نشسته بود و دست‌هایش را جلوی سینه‌اش روی هم انداخته بود.