schröpfen

Aussprache: /ˈʃrœpfn̩/
Worttrennung: schröp·fen
فعل

خون‌گیری (با بادکش)، استثمار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas schröpfen)

انجام عمل حجامت با استفاده از بادکش‌های مخصوص برای تخلیه خون یا مایعات بدن به عنوان یک روش درمانی سنتی.

  • Der Heilpraktiker schröpft den Patienten am Rücken.درمانگر سنتی بیمار را در ناحیه کمر حجامت می‌کند.
  • Früher wurde oft geschröpft, um Krankheiten zu behandeln.در گذشته اغلب برای درمان بیماری‌ها حجامت انجام می‌شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas schröpfen)

به صورت مجازی و منفی، از کسی پول زیادی گرفتن، تلکه کردن، استثمار کردن یا سودجویی کردن.

  • Der Händler hat die Kunden gnadenlos geschröpft.آن تاجر بی‌رحمانه از مشتریانش سوءاستفاده مالی کرد.
  • Man sollte nicht immer nur an sich denken und andere schröpfen.نباید همیشه فقط به فکر خود بود و از دیگران بهره‌کشی کرد.