schröpfen
خونگیری (با بادکش)، استثمار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schröpfen)
انجام عمل حجامت با استفاده از بادکشهای مخصوص برای تخلیه خون یا مایعات بدن به عنوان یک روش درمانی سنتی.
- Der Heilpraktiker schröpft den Patienten am Rücken.درمانگر سنتی بیمار را در ناحیه کمر حجامت میکند.
- Früher wurde oft geschröpft, um Krankheiten zu behandeln.در گذشته اغلب برای درمان بیماریها حجامت انجام میشد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas schröpfen)
به صورت مجازی و منفی، از کسی پول زیادی گرفتن، تلکه کردن، استثمار کردن یا سودجویی کردن.
- Der Händler hat die Kunden gnadenlos geschröpft.آن تاجر بیرحمانه از مشتریانش سوءاستفاده مالی کرد.
- Man sollte nicht immer nur an sich denken und andere schröpfen.نباید همیشه فقط به فکر خود بود و از دیگران بهرهکشی کرد.