schragen
چوبها را به صورت تکیه گاه یا خرپا چیدن، چوبها را به صورت ضربدری بستن
Beispiele
- Das Holz wird geleimt ''geschragt'' und gesägt.چوبها چسبانده شده، به صورت تکیهگاه درآمده و بریده میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با خرک نگه داشتن، تکیه دادن (با استفاده از تکیهگاه)
- Die Arbeiter schragten die schweren Balken.کارگران تیرهای سنگین را با خرک نگه داشتند.
- Man muss das Gerüst gut schragen, damit es stabil steht.باید داربست را خوب تکیه داد تا محکم بایستد.