schranken

Aussprache: /ˈʃʁaŋkn̩/
Wortzerlegung: schran·ken
فعل

باز کردن، گشاد کردن (دندانه اره)، خم کردن، در آغوش گرفتن، در هم تنیدن (اندام‌ها)، خم شدن، تا شدن (شاخه‌ها)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را در محدوده یا چارچوب مشخصی قرار دادن، به طور دقیق تعیین کردن حدود و ثغور چیزی، به ویژه در زمینه‌های فلسفی، علمی یا حقوقی.

  • Die ethischen Debatten schränkten die wissenschaftliche Forschung in diesem Bereich stark ein.مناقشات اخلاقی، پژوهش‌های علمی در این حوزه را به شدت محدود ساختند.
  • Die Definition des Begriffs muss präzise sein, um ihn von verwandten Konzepten abzugrenzen und seine Bedeutung klar einzuschranken.تعریف این مفهوم باید دقیق باشد تا بتوان آن را از مفاهیم مرتبط متمایز کرد و معنای آن را به وضوح محدود ساخت.