schrappten
تراشیدند، خراشیدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
پاک کردن یا خراشیدن سطوح سخت و ناهموار با ابزار یا به صورت فیزیکی، اغلب با هدف تمیز کردن یا برداشتن لایههای اضافی.
- Der Restaurator musste die alte Farbe vorsichtig von der Holzvertäfelung schrappen, um die darunterliegende Maserung freizulegen.ترمیمکار مجبور بود رنگ قدیمی را با احتیاط از پوشش چوبی بتراشد تا رگههای زیرین نمایان شوند.
- Mit einem Spachtel schrappte er die hartnäckigen Verkrustungen vom Pfannenboden.او با یک کاردک، رسوبات سرسخت را از کف تابه پاک کرد.
2
Akkusativ
در موسیقی، اجرای سریع و پشت سر هم نتهای کوتاه، اغلب در سبکهای جاز یا بلوز، برای ایجاد حس هیجان یا تنش.
- Der Saxophonist begann, eine rasante Tonfolge zu schrappen, die das Publikum in ihren Bann zog.ساکسیفونیست شروع به اجرای سریع یک دنباله نت کرد که حضار را مسحور خود ساخت.
- Die Gitarristin schrappte eine Reihe von schnellen Läufen, die den Höhepunkt des Stücks markierten.گیتاریست مجموعهای از پاساژهای سریع را اجرا کرد که نقطه اوج قطعه را مشخص میکرد.
3
Akkusativ
در قمار، برداشتن یا جمعآوری پول یا توکنها از روی میز بازی، معمولاً توسط کازینو یا بازیکن.
- Der Croupier schrappte die Einsätze der unterlegenen Spieler nach jedem Durchgang ein.مسئول کازینو پس از هر دور، شرطهای بازیکنان بازنده را جمعآوری میکرد.
- Nachdem er seine Chips verloren hatte, schrappte er seinen letzten verbliebenen Dollar vom Tisch.پس از باختن تراشههایش، آخرین دلار باقیماندهاش را از روی میز برداشت.