hochschrecken
از جا پریدن، وحشت کردن، ترسیدن
Bedeutungen
1
intransitiv, mit 'sein'
ناگهان از خواب پریدن، بیدار شدن با ترس (فعل لازم).
- Er schreckte hoch, als er einen lauten Knall hörte.او با شنیدن صدای بلند انفجار از جا پرید.
- Sie ist im Schlaf hochgeschreckt und hatte Angst.او در خواب از جا پرید و ترسیده بود.
2
transitiv, Akkusativ, mit 'haben'
کسی را ناگهان ترساندن، از خواب پراندن (فعل متعدی).
- Der laute Schrei hat mich hochgeschreckt.فریاد بلند مرا از جا پراند.
- Der Hund hat den schlafenden Mann hochgeschreckt.سگ مرد خوابیده را ترسانده و از جا پراند.