schrecken Aussprache:/ˈʃʁɛkn̩/Wortzerlegung:schre·cken فعل ترساندن، وحشتزده کردن معانی و تعاریف schrecken:ترساندن، وحشتزده کردن کسی (فعل ضعیف).ترسیدن، وحشت کردن، جا خوردن (فعل قوی: schrak, ist geschrocken).(آشپزی) به سرعت سرد کردن (مثلاً سبزیجات) با فرو بردن در آب سرد (فعل ضعیف). جملات نمونه برای schrecken:All dies konnte ihn nicht ''schrecken.''همه اینها نتوانست او را بترساند.Nichts konnte ihn mehr ''schrecken.''هیچچیز نمیتوانست دیگر او را بترساند.Die Türklingel ''schreckte'' sie aus ihren Gedanken.زنگ در او را از افکارش بیرون کشید.