abschrecken

Aussprache: /ˈapˌʃrɛkn̩/
Wortzerlegung: ab·schre·cken
فعل

ترساندن، منصرف کردن؛ (آشپزی) شوک حرارتی دادن (با آب سرد)

Beispiele

  • Die Negativschlagzeilen haben viele Leute ''abgeschreckt,'' das Produkt zu kaufen.تیترهای منفی بسیاری از مردم را از خرید محصول منصرف کرده است.
  • Es wurde ein Exempel statuiert, um Nachahmer ''abzuschrecken.یک نمونه برای ترساندن دیگران ایجاد شد.
  • Jetzt ''schrecke'' ich die Nudeln noch kurz ''ab'' und dann können wir essen.حالا پاستاها را سریع با آب سرد می‌شویم و بعد می‌توانیم غذا بخوریم.

Bedeutungen

1 jemanden von etwas abschrecken (Akkusativ + von + Dativ)

کسی را از انجام کاری با ایجاد ترس یا عدم جذابیت منصرف کردن.

  • Die hohen Preise schrecken viele Kunden ab.قیمت‌های بالا بسیاری از مشتریان را منصرف می‌کند.
  • Lärm kann Tiere abschrecken.سر و صدا می‌تواند حیوانات را بترساند.
2 etwas abschrecken (Akkusativ)

غذای داغ را با آب سرد ناگهان خنک کردن (شوک دادن).

  • Die Eier nach dem Kochen kurz mit kaltem Wasser abschrecken.تخم‌مرغ‌ها را بعد از پختن کمی با آب سرد شوک دهید.
  • Man sollte die Nudeln nach dem Kochen nicht abschrecken.نباید پاستا را بعد از پختن با آب سرد شوک داد.