abschreiben
رونویسی کردن، تقلب کردن، مستهلک کردن، چشم پوشیدن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + von + Dativ
متنی را از روی یک منبع، تختهسیاه یا برگه دیگر کپی و رونویسی کردن.
- Die Schüler müssen die Vokabeln von der Tafel abschreiben.دانشآموزان باید واژگان را از روی تخته رونویسی کنند.
- Er hat den Text von einer Webseite abgeschrieben.او متن را از یک وبسایت کپی کرده است.
2
intransitiv / von + Dativ / bei + Dativ
در امتحان یا آزمون کلاسی از روی برگه دیگری تقلب کردن.
- Es ist verboten, im Test abzuschreiben.تقلب کردن در آزمون ممنوع است.
- Er wurde erwischt, wie er von seinem Nachbarn abgeschrieben hat.او در حالی که از همکلاسیاش تقلب میکرد، دستگیر شد.
3
Akkusativ (etwas abschreiben)
کاهش ارزش داراییها یا تجهیزات را در حسابداری مستهلک و از حساب خارج کردن.
- Die Firma muss die alten Computer abschreiben.شرکت باید کامپیوترهای قدیمی را مستهلک کند.
- Der Wertverlust der Maschine wird jährlich abgeschrieben.کاهش ارزش ماشین سالانه مستهلک میشود.
4
Akkusativ (jemanden / etwas abschreiben)
از کسی یا چیزی دست کشیدن، قطع امید کردن و آن را از دست رفته فرض کردن.
- Nach dem Unfall musste er seine sportliche Karriere abschreiben.او پس از تصادف مجبور شد حرفه ورزشی خود را کنار بگذارد.
- Wir können diesen Auftrag abschreiben, die Frist ist abgelaufen.ما میتوانیم از این سفارش چشمپوشی کنیم، مهلت آن سپری شده است.