abschreiben

Aussprache: /ˈapˌʃʁaɪ̯bn̩/
Worttrennung: ab·schrei·ben
فعل

رونویسی کردن، تقلب کردن، مستهلک کردن، چشم پوشیدن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) + von + Dativ

متنی را از روی یک منبع، تخته‌سیاه یا برگه دیگر کپی و رونویسی کردن.

  • Die Schüler müssen die Vokabeln von der Tafel abschreiben.دانش‌آموزان باید واژگان را از روی تخته رونویسی کنند.
  • Er hat den Text von einer Webseite abgeschrieben.او متن را از یک وب‌سایت کپی کرده است.
2 intransitiv / von + Dativ / bei + Dativ

در امتحان یا آزمون کلاسی از روی برگه دیگری تقلب کردن.

  • Es ist verboten, im Test abzuschreiben.تقلب کردن در آزمون ممنوع است.
  • Er wurde erwischt, wie er von seinem Nachbarn abgeschrieben hat.او در حالی که از همکلاسی‌اش تقلب می‌کرد، دستگیر شد.
3 Akkusativ (etwas abschreiben)

کاهش ارزش دارایی‌ها یا تجهیزات را در حسابداری مستهلک و از حساب خارج کردن.

  • Die Firma muss die alten Computer abschreiben.شرکت باید کامپیوترهای قدیمی را مستهلک کند.
  • Der Wertverlust der Maschine wird jährlich abgeschrieben.کاهش ارزش ماشین سالانه مستهلک می‌شود.
4 Akkusativ (jemanden / etwas abschreiben)

از کسی یا چیزی دست کشیدن، قطع امید کردن و آن را از دست رفته فرض کردن.

  • Nach dem Unfall musste er seine sportliche Karriere abschreiben.او پس از تصادف مجبور شد حرفه ورزشی خود را کنار بگذارد.
  • Wir können diesen Auftrag abschreiben, die Frist ist abgelaufen.ما می‌توانیم از این سفارش چشم‌پوشی کنیم، مهلت آن سپری شده است.