schreibfaul
تنبلی در نوشتن، کمنوشتن
Bedeutungen
1
شخصی که تمایلی به نوشتن ندارد یا از نوشتن اجتناب میکند؛ تنبل در نوشتن.
- Mein Sohn ist sehr schreibfaul und schreibt nur, wenn es unbedingt nötig ist.پسرم خیلی در نوشتن تنبل است و فقط زمانی مینویسد که کاملاً ضروری باشد.
- Der Lehrer bemerkte, dass einige Schüler schreibfaul waren und ihre Hausaufgaben nicht machten.معلم متوجه شد که برخی از دانشآموزان در نوشتن تنبل بودند و تکالیف خود را انجام نمیدادند.
- Ich bin heute etwas schreibfaul und bevorzuge es, zu telefonieren.من امروز کمی در نوشتن تنبلم و ترجیح میدهم تلفنی صحبت کنم.