schreibfaul

Aussprache: /ˈʃʁaɪ̯pfaʊ̯l/
Worttrennung: schreib·faul
صفت

تنبلی در نوشتن، کم‌نوشتن

Bedeutungen

1

شخصی که تمایلی به نوشتن ندارد یا از نوشتن اجتناب می‌کند؛ تنبل در نوشتن.

  • Mein Sohn ist sehr schreibfaul und schreibt nur, wenn es unbedingt nötig ist.پسرم خیلی در نوشتن تنبل است و فقط زمانی می‌نویسد که کاملاً ضروری باشد.
  • Der Lehrer bemerkte, dass einige Schüler schreibfaul waren und ihre Hausaufgaben nicht machten.معلم متوجه شد که برخی از دانش‌آموزان در نوشتن تنبل بودند و تکالیف خود را انجام نمی‌دادند.
  • Ich bin heute etwas schreibfaul und bevorzuge es, zu telefonieren.من امروز کمی در نوشتن تنبلم و ترجیح می‌دهم تلفنی صحبت کنم.