schreiben
نوشتن، پیام دادن، تألیف کردن، نگاشتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
حروف، کلمات، اعداد یا متونی را روی کاغذ، صفحه نمایش یا هر سطح دیگری ثبت کردن
- Ich schreibe einen Brief an meine Eltern.من نامهای به والدینم مینویسم.
- Kannst du deinen Namen bitte hier aufschreiben?میتوانی نامت را لطفاً اینجا بنویسی؟
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) / an + Akkusativ
برای کسی پیام، ایمیل یا نامه فرستادن (ارتباط کتبی برقرار کردن)
- Ich schreibe dir heute Abend eine E-Mail.من امشب به تو یک ایمیل مینویسم.
- Er hat seiner Freundin eine liebevolle Nachricht geschrieben.او برای دوستش یک پیام محبتآمیز فرستاد.
3
etwas (Akkusativ) / an + Dativ
کتاب، رمان، مقاله یا اثر ادبی/علمی خلق و تألیف کردن
- Sie schreibt gerade an einem neuen spannenden Roman.او در حال حاضر مشغول نوشتن یک رمان جذاب جدید است.
- Der Professor hat mehrere Standardwerke über Soziologie geschrieben.استاد چندین اثر مرجع درباره جامعهشناسی نوشته است.
4
etwas (Akkusativ) schreiben
امتحان یا آزمون کتبی دادن
- Die Schüler schreiben morgen eine wichtige Deutschklausur.دانشآموزان فردا یک امتحان کلاسی مهم آلمانی میدهند.
- Ich habe gestern eine schwere Prüfung in Mathematik geschrieben.من دیروز امتحان سختی در درس ریاضی دادم.
5
über + Akkusativ / von + Dativ schreiben
درباره موضوعی مقاله نوشتن یا گزارش دادن (در مطبوعات یا رسانهها)
- Die Zeitungen schreiben heute viel über den Regierungswechsel.روزنامهها امروز مطالب زیادی درباره تغییر دولت مینویسند.
- Worüber schreibt die Journalistin in ihrem aktuellen Artikel?روزنامهنگار در مقاله اخیرش درباره چه چیزی مینویسد؟