fortschreiben
بهروزرسانی کردن، تداوم بخشیدن، ادامه دادن (آمار یا برنامه)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) fortschreiben
یک طرح، گزارش، سند یا سیستم آماری را بر اساس دادههای جدید بهروزرسانی و تکمیل کردن.
- Wir müssen die Bevölkerungsstatistik für das nächste Jahr fortschreiben.ما باید آمار جمعیت را برای سال آینده بهروز کنیم.
- Der Autor hat den Bericht überarbeitet und fortgeschrieben.نویسنده گزارش را بازبینی و تکمیل کرد.
2
etwas (Akkusativ) fortschreiben
یک روند، موفقیت یا داستان را ادامه دادن و به آینده کشاندن.
- Sie wollen die Erfolgsgeschichte ihres Unternehmens fortschreiben.آنها میخواهند داستان موفقیت شرکت خود را ادامه دهند.
- Das Projekt wird mit neuen Zielen fortgeschrieben.پروژه با اهداف جدید ادامه خواهد یافت.