nachschreiben

Aussprache: /ˈnaːxˌʃʁaɪ̯bn̩/
Worttrennung: nach·schrei·ben
فعل

مجدداً امتحان دادن، از روی چیزی نوشتن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) nachschreiben

امتحان یا آزمونی را که به دلیل غیبت یا بیماری از دست رفته، در زمان دیگری مجدداً دادن.

  • Wegen Krankheit musste sie die Klausur nachschreiben.او به دلیل بیماری مجبور شد آزمون را دوباره بنویسد.
  • Kann ich den Test nächste Woche nachschreiben?آیا می‌توانم آزمون را هفته آینده دوباره امتحان دهم؟
2 etwas (Akkusativ) nachschreiben

جزوه، متن یا یادداشتی را از روی نوشته شخص دیگر یا از روی دیکته رونویسی کردن.

  • Er schrieb die Vorlesung von seinem Kommilitonen nach.او جزوه سخنرانی را از روی نوشته همکلاسی‌اش رونویسی کرد.
  • Die Kinder schrieben die Wörter vom Lehrer nach.بچه‌ها کلمات را از روی نوشته معلم نوشتند.