herumschreien

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌʃraɪ̯ən/
Worttrennung: her·um·schrei·en
فعل

داد و بیداد کردن، بی‌هدف فریاد زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بی‌هدف یا بیش از حد فریاد زدن، داد و بیداد کردن.

  • Hör auf, so herumzuschreien! Das stört die Nachbarn.بس کن اینقدر داد و بیداد نکن! همسایه‌ها را اذیت می‌کنی.
  • Der betrunkene Mann schrie laut auf der Straße herum.مرد مست در خیابان با صدای بلند داد و بیداد می‌کرد.