durcheinanderschreien
همزمان و درهم و برهم فریاد زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چندین نفر همزمان و بدون نظم فریاد بزنند، به طوری که درک صحبت دشوار شود.
- Die Kinder schrien durcheinander, weil sie aufgeregt waren.بچهها چون هیجانزده بودند، درهم و برهم فریاد میزدند.
- Im lauten Raum schrien alle durcheinander, sodass man nichts verstehen konnte.در اتاق پر سر و صدا، همه درهم و برهم فریاد میزدند، به طوری که نمیشد چیزی فهمید.