rumschreien

Aussprache: /ˈrʊmˌʃraɪ̯ən/
Worttrennung: rum·schrei·en
فعل

داد و بیداد کردن، فریاد زدن بی‌هدف

Bedeutungen

1 intransitiv

با صدای بلند و اغلب با عصبانیت یا هیجان زیاد، در اطراف یا به سمت افراد مختلف فریاد زدن.

  • Die Kinder haben den ganzen Nachmittag im Garten rumgeschrien.بچه‌ها تمام بعدازظهر در باغ داد و فریاد کردند.
  • Er schreit immer rum, wenn er wütend ist.او همیشه وقتی عصبانی است، داد و فریاد می‌کند.