rumschreien
داد و بیداد کردن، فریاد زدن بیهدف
Bedeutungen
1
intransitiv
با صدای بلند و اغلب با عصبانیت یا هیجان زیاد، در اطراف یا به سمت افراد مختلف فریاد زدن.
- Die Kinder haben den ganzen Nachmittag im Garten rumgeschrien.بچهها تمام بعدازظهر در باغ داد و فریاد کردند.
- Er schreit immer rum, wenn er wütend ist.او همیشه وقتی عصبانی است، داد و فریاد میکند.