voranschreiten
پیش رفتن، ادامه یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv
به جلو رفتن، پیشرفت کردن، ترقی کردن
- Die Bauarbeiten schreiten gut voran.کارهای ساختمانی به خوبی پیش میروند.
- Die Forschung ist in diesem Bereich weit vorangeschritten.تحقیقات در این زمینه بسیار پیشرفت کرده است.