fortschreiten
پیشرفت کردن، ادامه یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv
در یک فرآیند، توسعه یا وضعیت به جلو حرکت کردن یا پیشرفت کردن
- Die Forschung schreitet schnell fort.تحقیقات به سرعت پیشرفت میکند.
- Die Krankheit schritt unaufhaltsam fort.بیماری بیوقفه پیشرفت میکرد.