fortschreiten
پیشرفت کردن، ادامه یافتن، جلو رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در یک فرآیند، توسعه یا وضعیت به جلو حرکت کردن یا پیشرفت کردن.
- Die Verhandlungen schreiten gut voran.مذاکرات به خوبی پیش میروند.
- Die Krankheit ist bereits weit fortgeschritten.بیماری در حال حاضر پیشرفت زیادی کرده است.