einherschreiten
با وقار قدم زدن، با شکوه راه رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با وقار، شکوه، یا آهستگی قدم برداشتن، اغلب به صورت تشریفاتی یا در متون ادبی.
- Die Königin schritt mit erhobener Haltung einher.ملکه با وقار قدم برمیداشت.
- Die Sieger schritten stolz über die Bühne.قهرمانان با غرور روی صحنه قدم زدند.