herausschreien
فریاد زدن بیرون، بیرون ریختن احساسات با فریاد
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با صدای بلند و واضح فریاد زدن از داخل به بیرون
- Sie schrie ihren Namen aus dem Fenster heraus.او نامش را از پنجره فریاد زد.
- Er schrie seine Meinung heraus.او نظرش را با صدای بلند بیان کرد.
2
Akkusativ
احساسات یا افکار خود را به صورت ناگهانی و با صدای بلند بیان کردن، اغلب به دلیل هیجان یا خشم
- Er musste seine Wut einfach herausschreien.او مجبور بود فقط خشمش را فریاد بزند.
- Sie schrie ihre Freude heraus, als sie die Nachricht hörte.او وقتی خبر را شنید، شادیاش را فریاد زد.