herausschreien

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌʃraɪ̯ən/
Worttrennung: her·aus·schrei·en
فعل

فریاد زدن بیرون، بیرون ریختن احساسات با فریاد

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با صدای بلند و واضح فریاد زدن از داخل به بیرون

  • Sie schrie ihren Namen aus dem Fenster heraus.او نامش را از پنجره فریاد زد.
  • Er schrie seine Meinung heraus.او نظرش را با صدای بلند بیان کرد.
2 Akkusativ

احساسات یا افکار خود را به صورت ناگهانی و با صدای بلند بیان کردن، اغلب به دلیل هیجان یا خشم

  • Er musste seine Wut einfach herausschreien.او مجبور بود فقط خشمش را فریاد بزند.
  • Sie schrie ihre Freude heraus, als sie die Nachricht hörte.او وقتی خبر را شنید، شادی‌اش را فریاد زد.