losschreien
فریاد زدن، جیغ کشیدن (ناگهانی)
Beispiele
- Das Mädchen ''schrie'' sofort ''los'', als sie die Krankenschwester mit der Spritze sah.دختر به محض دیدن پرستار با سرنگ شروع به جیغ کشیدن کرد.
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا با مفعول Akkusativ (چیزی را فریاد زدن)
ناگهان و با صدای بلند شروع به فریاد زدن یا جیغ کشیدن کردن، معمولاً به دلیل عصبانیت، ترس یا هیجان شدید.
- Als sie die schlechte Nachricht hörte, schrie sie sofort los.وقتی خبر بد را شنید، بلافاصله شروع به فریاد زدن کرد.
- Er konnte sich nicht mehr beherrschen und schrie seine Wut heraus.او دیگر نتوانست خودش را کنترل کند و خشمش را فریاد زد.