mitschreiben

Aussprache: /ˈmɪtˌʃʁaɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: mit·schrei·ben
فعل

یادداشت برداشتن (همزمان)، همکار در نوشتن بودن، امتحان دادن همراه دیگران

Bedeutungen

1 intransitiv / etwas (Akkusativ) mitschreiben

همزمان با صحبت سخنران یا در طول کلاس و جلسه، نکات مهم را یادداشت کردن

  • Sollen wir während der Vorlesung mitschreiben?آیا باید در طول کلاس سخنرانی یادداشت برداریم؟
  • Ich habe die wichtigsten Punkte des Vortrags mitgeschrieben.من نکات مهم سخنرانی را همزمان یادداشت کردم.
2 etwas (Akkusativ) mitschreiben

همراه دیگران در آزمون یا امتحان کتبی شرکت نمودن

  • Darf ich die morgige Klausur mitschreiben?آیا اجازه دارم در امتحان کلاسی فردا همراه دیگران شرکت کنم؟
  • Er war krank und konnte die Prüfung nicht mitschreiben.او بیمار بود و نتوانست در امتحان کتبی همراه باقی بچه‌ها شرکت کند.
3 an + Dativ mitschreiben

در نگارش یک کتاب، متن یا سناریو با دیگران همکاری کردن و سهیم بودن

  • Sie hat an diesem Drehbuch mitschreiben dürfen.او اجازه یافت در نوشتن این فیلم‌نامه همکاری کند.
  • Mehrere Autoren haben an dem Lehrbuch mitgeschrieben.چندین نویسنده در نگارش این کتاب درسی مشارکت داشته‌اند.