mitschreiben
یادداشت برداشتن (همزمان)، همکار در نوشتن بودن، امتحان دادن همراه دیگران
Bedeutungen
1
intransitiv / etwas (Akkusativ) mitschreiben
همزمان با صحبت سخنران یا در طول کلاس و جلسه، نکات مهم را یادداشت کردن
- Sollen wir während der Vorlesung mitschreiben?آیا باید در طول کلاس سخنرانی یادداشت برداریم؟
- Ich habe die wichtigsten Punkte des Vortrags mitgeschrieben.من نکات مهم سخنرانی را همزمان یادداشت کردم.
2
etwas (Akkusativ) mitschreiben
همراه دیگران در آزمون یا امتحان کتبی شرکت نمودن
- Darf ich die morgige Klausur mitschreiben?آیا اجازه دارم در امتحان کلاسی فردا همراه دیگران شرکت کنم؟
- Er war krank und konnte die Prüfung nicht mitschreiben.او بیمار بود و نتوانست در امتحان کتبی همراه باقی بچهها شرکت کند.
3
an + Dativ mitschreiben
در نگارش یک کتاب، متن یا سناریو با دیگران همکاری کردن و سهیم بودن
- Sie hat an diesem Drehbuch mitschreiben dürfen.او اجازه یافت در نوشتن این فیلمنامه همکاری کند.
- Mehrere Autoren haben an dem Lehrbuch mitgeschrieben.چندین نویسنده در نگارش این کتاب درسی مشارکت داشتهاند.