wiederschreiben
دوباره نوشتن، پاسخ دادن (در نامه)، از نو رونویسی کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) wiederschreiben
به نامهای دوباره پاسخ دادن (معادل مکاتبه متقابل)
- Ich hoffe sehr, dass du mir bald wiederschreibst.خیلی امیدوارم که تو به زودی دوباره به من جواب بنویسی.
- Sobald sie Zeit hat, wird sie dir wiederschreiben.به محض اینکه وقت کند، دوباره به تو پاسخ خواهد داد.
2
etwas (Akkusativ) wiederschreiben
متنی را که خراب شده یا پاک شده است دوباره از نو نوشتن
- Er musste die gelöschte Seite noch einmal wiederschreiben.او مجبور شد صفحه پاکشده را بار دیگر از نو بنویسد.
- Sie schrieb den beschädigten Brief sauber wieder.او نامه آسیبدیده را دوباره تمیز بازنویسی کرد.