niederschreiben
مکتوب کردن، ثبت کردن، قلمی کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) niederschreiben
افکار، خاطرات، سخنان یا قوانینی را به صورت رسمی و کتبی روی کاغذ ثبت کردن تا حفظ شوند
- Er hat seine Erlebnisse im Krieg in einer Autobiografie niedergeschrieben.او تجربیات خود در جنگ را در یک زندگینامه مکتوب کرد.
- Die Zeugenaussagen wurden im Protokoll genau niedergeschrieben.شهادتهای شهود به دقت در صورتجلسه مکتوب شد.