zuschreiben
نسبت دادن، منتسب کردن، واریز کردن به حساب
Bedeutungen
1
jemandem/etwas (Dativ) + etwas (Akkusativ) zuschreiben
ویژگی، اثر، اختراع یا علتی را به کسی یا چیزی نسبت دادن و او را عامل آن دانستن
- Man schreibt diesem Werk wissenschaftliche Pionierarbeit zu.این اثر را کار علمی پیشگامانهای منتسب میدانند.
- Sie schrieb ihren Erfolg vor allem ihrer Disziplin zu.او موفقیتش را بیش از هر چیز به انضباط شخصیاش نسبت داد.
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) zuschreiben
مبلغ یا اعتباری را در حسابداری به حساب کسی اضافه و واریز کردن
- Die Zinsen werden Ihrem Konto am Jahresende zugeschrieben.سود بانکی در پایان سال به حساب شما واریز میشود.
- Der Gutschein wurde dem Kundenkonto automatisch zugeschrieben.کپون تخفیف به طور خودکار به حساب کاربر اضافه شد.