losschreien
شروع به فریاد زدن ناگهانی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
ناگهان و با صدای بلند شروع به فریاد زدن یا جیغ کشیدن کردن، معمولاً به دلیل عصبانیت، ترس یا هیجان شدید.
- Als sie die schlechte Nachricht hörte, schrie sie sofort los.وقتی خبر بد را شنید، بلافاصله شروع به فریاد زدن کرد.
- Er konnte sich nicht mehr beherrschen und schrie seine Wut heraus.او دیگر نتوانست خودش را کنترل کند و خشمش را فریاد زد.