schriftstellern
کتاب نوشتن، نویسندگی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به عنوان یک نویسنده فعالیت کردن، به ویژه نوشتن کتاب، مقاله یا آثار ادبی.
- Sie begann schon in jungen Jahren zu schriftstellern.او از سنین جوانی شروع به نویسندگی کرد.
- Er lebt davon, Bücher zu schriftstellern.او از راه کتاب نوشتن امرار معاش میکند.