vorschreiten
پیش رفتن، جلو رفتن (به صورت آهسته یا تدریجی)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت جلو حرکت کردن، جلوتر رفتن، پیش رفتن (معمولاً به صورت آهسته یا منظم).
- Die Prozession schritt langsam über den Platz.مراسم تشییع جنازه به آرامی از میدان عبور کرد.
- Er schritt mutig voran, um die Gefahr zu untersuchen.او با شجاعت جلو رفت تا خطر را بررسی کند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در یک فرآیند، توسعه یا پیشرفت، جلوتر رفتن و مراحل بعدی را طی کردن.
- Die wissenschaftliche Forschung schreitet immer weiter voran.تحقیقات علمی همواره پیش میرود.
- Die Verhandlungen sind in eine neue Phase vorgeschritten.مذاکرات به مرحله جدیدی پیش رفته است.