ausschroten

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃroːtn̩/
Wortzerlegung: aus·schro·ten
فعل

قطعه قطعه کردن (برای فروش، مثلاً حیوان)

Bedeutungen

1 Akkusativ

غلات را به صورت درشت آسیاب کردن یا خرد کردن، معمولاً برای تولید آرد سبوس‌دار یا خوراک دام.

  • Der Müller muss das Getreide sorgfältig ausschroten, um die gewünschte Qualität zu erzielen.آسیابان باید غلات را با دقت درشت آسیاب کند تا کیفیت مطلوب را به دست آورد.
  • Für dieses spezielle Brot wird nur grob ausgeschrotetes Roggenmehl verwendet.برای این نان خاص فقط آرد چاودار درشت آسیاب شده استفاده می‌شود.