ausschroten
قطعه قطعه کردن (برای فروش، مثلاً حیوان)
Bedeutungen
1
Akkusativ
غلات را به صورت درشت آسیاب کردن یا خرد کردن، معمولاً برای تولید آرد سبوسدار یا خوراک دام.
- Der Müller muss das Getreide sorgfältig ausschroten, um die gewünschte Qualität zu erzielen.آسیابان باید غلات را با دقت درشت آسیاب کند تا کیفیت مطلوب را به دست آورد.
- Für dieses spezielle Brot wird nur grob ausgeschrotetes Roggenmehl verwendet.برای این نان خاص فقط آرد چاودار درشت آسیاب شده استفاده میشود.